آموزش زبان انگلیسی بتویی
مطالب مفید زبان انگلیسی متوسطه اول( نمونه سوال-پاورپوینت-فیلم آموزشی زبان - ... )و مطالب طنز و سرگرمی برای دبیران ارجمند و دانش آموزان عزیز 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

69 احساسات و عواطف – احساسات خوب و مطلوب People’s feelings & emotions – Pleasant and good Feelings


 

1- Feel like a million (dollars)

سرحال بودن – سر کیف بودن

They finally won the game. These days I feel like a million

بالاخره بازی رو بردند. این روزها خیلی سرحالم.

۲- feel on top of the world

ذوق کردن – انگار دنیا را به من/او .. داده اند.

I finally passed all my exams and graduated. I feel on top of the world today

بالاخره امتحانام گذروندم و فارغ التحصیل شدم. امروز انگار دنیا را به من داده اند.

۳- Be on cloud nine

روی ابرها سیر کردن

۴- walk on air

رو آسمون ها بودن – از خوشحالی پر درآوردن

۵- get a kick out of something

حال کردن- کیف کردن – لذت فراوان بردن

He’s very funny, I always get a kick out of his jokes.

اون خیلی شوخه، من از جوک هایش واقعا کیف می کنم.

۶- have the time of one’s life

کیف دنیا را بردن – خوش گذشتن

It was the best vacation I’ve ever had. I had the time of my life.

بهترین تعطیلاتی بود که تا حالا داشتم. خیلی خوش گذشت.

۷- you made my day!

خیلی خوشحالم کردی

Thank for the good news. You made my day

بابت خبر خوبت ممنونم. خیلی خوشحالم کردی

۸- I feel like a new person

انگار آدم دیگه ای شدم.

۹- Cheer sb up

خوشحال کردن کسی – دلگرم کردن – دلداری دادن

I really pity her. Let’s give a party to cheer her up

خیلی دلم براش می سوزه. بیا یک مهمانی بدیم تا خوشحالش کنیم.

۱۰- burst out laughing

زیر خنده زدن (ناگهانی و با صدای بلند خندیدن)

One of the students told a joke and then the whole class burst out laughing

یکی از دانش آموزان جوک گفت و بعد همه کلاس زدند زیر خنده.

۱۱- get goose bumps

سیخ شدن مو بر تن آدم در ترس و هیجان

I love his voice. When he sings, I get goose bumps

من عاشق صدای اون هستم. وقتی می خونه، موی تنم سیخ میشه.

۱۲- be in the mood for sth to o sth

حال چیزی یا انجام کاری را داشتن

Actually, I’m not in the mood for going out today. I’d rather stay home and watch TV

راستش امروز حال بیرون رفتن ندارم. ترجیح میدم خونه بمونم و تلوزیون تماشا کنم.

۱۳- have a feeling/hunch

احساس خاصی داشتن – گمان کردن – حدس زدن

My hunch is that/I have a feeling that they’re getting married

یه حسی بهم میگه که اونها دارن با هم ازدواج می کنن.

۱۴- feel at home

احساس راحتی و آرامش داشتن – خودمانی بودن

Hi. Come in. sit down and make yourself at home

سلام. بیا بشین و اینجارو خونه خودت بدون (راحت باش)

۱۵- have one’s heart set on sth

وعده چیزی را به خود دادن – در آرزو و حسرت چیزی بودن

But dad, you promised to take me to the amusement park. I had my heart set on it

ولی پدر، تو قول دادی منو ببری شهربازی. من به خودم وعده شهربازی دادم. (دلم رو صابون زده بودم)

 

[ جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ علیرضا بتویی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اسم من گم شده است توی دفترچه ی پر حجم زمان دیرگاهی است فراموش شدم. اسم من گم شده است لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها زیر آن بند غریب پشت انبوهی از آن شرط و شروط لای آن تبصره ها اسم من گم شده است در تریبون معلق شده سخت سکوت حق من گم شده است. زنگ انشاء کسی انگار نمی خواست معلم بشود شان من گم شده است شان من نیست بنالم شان من نیست بگویم زتهی ، ز نبود یا از این زخم کبود لیک رنگ رخساره گواهی از همه رنج فزون. اسم من گم شده است نردبانی شده ام صاف به دیوار ترقی تا که این نسل و ان نسل پای بر پله ی من سوی فردا بروند و غریبانه فراموش شوم اسم من گم شده است. 444444444444444444444444444444 علی رضا بتویی هستم . دارای کارشناسی ارشد آموزش ربان انگلیسی ودبیر دبیرستان نمونه ابونصر فارابی شهرستان ملایر. علاقه مند به آموزش زبان انگلیسی-اینترنت و فوتبال. نظرات شما برای من خیلی مهم هستند.
صفحات اختصاصی
RSS Feed